جمعه سی ام آذر 1386
پارک علم - پایان نامه کارشناسی ارشد
|
|
|
|
جمعه سی ام آذر 1386
Millennium Park


در دنیای صنعتی امروز نیاز ارتباط میان انسان و طبیعت بیش از پیش احساس میشود گسترش شهرها كه با تخریب بستر خود همراه بوده است موجب كشیده شدن طبیعت به حومه شهرها شده است . هر چندكوشیده شده است تا با ایجاد پاركها و ایجاد انواع فضاهای سبز این ارتباط برقرار شود. اما آنچه در این مورد اهمیت دارد این است كه نمی توان تنها ساختن یك پارك و یا مانند آانرا به مثابه برقراری این ارتباط دانست بلكه باید با یك تفكر قوی، شناخت موانع و نواقص و پس زمینه های فكری، فرهنگی، تاریخی ارتباط میان محیط مصنوع شهری و منظر ایجاد شده را به بهترین شكل به وجود آورد. یكی از این نمونه های موفق كه نشان دهنده نقش معماری در ایجاد منظر طبیعی و یك مكان عمومی فوق العاده است پارك هزاره در شیكاگو است كه از یك پارك فراتر رفته و اكنون به یك محیط خاطره انگیز و یك اثر شاخص در بافت شهری تبدیل شده است. پارك هزاره علاوه بر آنكه یكی از آثار منتخب مركز هنر، معماری، موسیقی و طراحی منظر است، یك نمونه بی نظیر در ایجاد فضای عمومی طبیعی در بافت شهری نیز است كه معروفترین معماران، طراحان و هنرمندان در قالب تیم های جداگانه قسمتهای مختلف آنرا طراحی كرده اند. از این میان می توان به «Jay Pritzker Pavilion» شاهكار فرانك گه ری (1) «Crown Fountain» جمی پلانزا (2) «Lurie Garden» طراحی تیم كاترین گوستافسون (3)-ادولف و رابرت اسراییل(4)- و یك اثرفوق العاده از انیش كاپور(5) از معروفترین مجسمه سازان جهان اشاره كرد. از زمان افتتاح پارك هزاره در جولای 2004 این پارك تبدیل به یكی از محبوب ترین مكانهای شهر شیكاگو شده است. مکانی كه امروزه این پارك در آن واقع است از سال 1850 تا اوایل قرن 20 ام در اختیار مركز راه آهن ایلونویز بوده است. در طرحی كه در سال 1909 دانیال برهم (6) برای شهر شیكاگو در نظر گرفت تصمیم بر آن شد تا منطقه راه آهن و تجهیزات مرتبط با آن به نوعی از منظر و دید شهری پنهان شوند به همین دلیل برهم از قرار گیری یك پارك «Grant Park» در اطراف راه آهن به عنوان قسمتی از طرح خود در نظر گرفت كه ساخت آن از سال 1917 آغاز شد. محوطه اولیه به شكل یك نوار باریك بین خیابان میشیگان و راه آهن از خیابان راندولف تا خیابان یازدهم قرار داشت و هسته اولیه در همین زمان در گوشه خیابان میشیگان و راندولف شكل گرفت. در سال 1977 چهار گروه شهری یك پارك به منظور اجراهای هنری كه شامل یك كنسرت هال نیز بود را پیشنهاد كردند. اما این طرح به خاطر عدم پشتیبانی مالی و حمایت نهاد های دولتی اجرا نشد و در نهایت فقط به ساخت یك سالن اجرای موسیقی منجر شد. در سال 1997یك گروه به سرپرستی مایر ریچارد دالی (7) مسئول ساخت یك مكان اجرای موسیقی جدید را بر روی شبكه های حركتی وسایل نقلیه و محل توقف خودروها شد. در واقع پارك هزاره كنونی با همین اندیشه ساخت یك پارك جدید در «rant Park» كه پاسخگوی نیازهای شیكاگوی كنونی باشد و تغییر مسیر راه آهن به یك شبكه حركتی پنهان از چشم در سال 1998 شكل گرفت. در تمام این زمان معمار مشهور فرانك گه ری نیز در كنار تیم طراحی دالی به طور جداگانه بر روی پروژه كار می كرد. قرار گرفتن اندیشه های دالی و مهارت گه ری در كنار یكدیگر پروژه پارك هزاره را به بهترین و توانا ترین پروژه عمومی تاریخ شیكاگو تبدیل كرد. اكنون این تلفیق از معماری، مجسمه سازی و طراحی منظر(9) به یك پارك 24.5 اكری (10) تبدیل شده و پارك هزاره به اعتقاد سازندگانش به یك موفقیت بزرگ و شاهكار معماری برای شیكاگو تبدیل شده است. این موفقیت به این خاطر است كه طراحان از مرحله طراحی فراتر رفته اند و با درك شرایط پروژه و واطلاع از نیازها و خواسته های شهر پیشرفته و كاملا ماشینی شیكاگو، ساكنان آن، پرداختن به ارتباط طبیعت، شهر، انسان و نهایتا معماری به عنوان یك عامل تعیین كننده در این ارتباط به طرحی رسیده اند كه به عنوان یك شاخص خود نمایی می كند. برای درك این موضوع به جا است كه به اندیشه و ایده این سازندگان كه اثر هر كدام به تنهایی نیز بسیار با ارزش است اشاره كرد. «Crown Fountain» در ضلع جنوبر غربی این مجموعه ( خیابان میشیگان و خیابان مونرو) دو برج 50 فوتی (11) شیشه ای كه بر روی آنها تصاویر ساكنان شهر ویدئویی پخش می شود و از میان هر كدام از آنها آب، مانند یك آبشار كوچك فواره می کشد، دیده می شوند وبه خصوص در روزها ی گرم تابستانی جوانان و كودكان در میان آب كم عمق روی سطح زمین به بازی می پردازند. به اعتقاد جمی پلانزا مجسمه ساز اسپانیایی و طراح این دو برج كه در سال 2004 تكمیل شد این اثر بازخوانی طبیعت در محیط شهری است و ایده جاری شدن آب در محیط كوهستانی منجر به شكل گیری این ساختار شده است. «Cloud Gate» در مركز پارك هزاره یك مجسمه بیضی شكل با 33 فوت ارتفاع و 66 فوت عرض كه از شكل یك قطره جیوه الهام گرفته است قرار دارد. در رویه فلزی این مجسمه آسمان و ساختمانهای بلند شهر و بر قسمت پایینی آن منظری از پارك و افرادی كه در آن هستند منعكس می شود. بازدید كنندگان پارك می توانند در تمام اطراف و زیر این مجسمه 110 تنی حركت كنند. انیش كاپور مجسمه ساز معروف بریتانیایی تصمیم داشته تا آسمان شهر و ابرهایی كه در آن حركت می كنند را به نوعی در اثر خود منعكس كند؛ علاوه بر این فرم دروازه ای این مجسمه این امكان را فراهم كند تا مردم وارد آن شوند. این اثر خواسته است تا محیط شهری شیكاگو و فضای اطراف پارك را در محیط داخل پارك منعكس كند. Great Lawn &Jay Pritzker Pavilion این مركز اجرای موسیقی 95 هزار فوت مربعی یك فضای روباز با 4000 صندلی ثابت است كه با در نظر گرفتن فضای گسترده مقابل ان می تواند 7000 نفردیگر را نیز در خود جای دهد در بالای این محوطه سازه ای فلزی قرار گرفته كه بلندگوها بر روی آن تعبیه شده اند تا یك محیط با كیفیت صوتی فوق العاده در تمام فضا ایجاد شود. Jay Pritzker Pavilion به محبوبترین محل اجرای موسیقی در ایالات متحده تبدیل شده است. فرانك گه ری معمار صاحب سبك هدف خود را ایجاد فضایی متفاوت عنوان كرده تا مردم را به حضور در ان دعوت كند و این احساس را در انها به وجود اورد كه خود انها نیز جزئی از اجرای موسیقی هستند به همین منظور پیشرفته ترین سیستم های صوتی را در خدمت طرح خود دراورده است. BP Pedestrian Bridge این مسیر پیاده 925 فوتی در قسمت شرقی پارك هزاره از پشت «Great Lawn» تا انتهای شمالی پارك به صورت یك نوار امتداد یافته است و با حركت خود دیدهای خوبی را برای عابرینی كه بر روی آن حركت می كنند ایجاد می كند. علاوه بر اینكه گه ری از آن به عنوان تكمیل كننده «Jay Pritzker Pavilion» استفاده كرده است تا كیفیت صدای بهتری را به وجود اورد و صداهای مزاحم را به وسیله ان مهار كند شیب 5 درصدی مسیر را برای معلولین نیز قابل استفاده كرده است. در پارك هزاره علاوه بر فضاهای فوق كه كیفیتی متفاوت به آن بخشیده اند یك فضای 16000 فوت مربعی كه در فصول سرد از آن برای پاتیناژ استفاده می شود، مسیر های دوچرخه سواری و محل پارك دوچرخه، یك مسیر پیاده مخصوص نمایشگاهها فستیوالها و كارناوالها، رستورانهای متعدد و چندین مجموعه متفاوت از درختان وفضا سازی ها نیز دیده می شوند. نشریه صنعت ساختمان داریس 36 - شهاب میرزائیان
پنجشنبه دهم آبان 1386
معماری ارگانیک الهام از طبیعت

پنجشنبه دهم آبان 1386
شمارش معکوس برای بازیهای المپیک 2008 پکن
از سال 1978 چین مرزهای کشورش را به روی دنیا باز کرد ودر این کشور کوششی واقعی برای بهبود کیفیت کارهای معماری به وجود آمد به ویژه زمانی که شهر های بزرگی چون شانگهای اصلاحات مالی را در اواخر دهه هشتاد میلادی به منظور توسعه مجدد آغاز کردند دراین زمان سرمایه گذاری های مستقیم خارجی بسیاری در چین انجام گرفت که تبعات آن حضور معماران خارجی بسیار در چین بود تاکون چینی ها در استفاده از شرکتهای خارجی بسیار هوشمندانه عمل کرده اند این حضور معمولا با شرایط خاصی همراه بوده شرایط تشویقی و پاره ای مواقع الزامی برای استفاده از شریک داخلی تاثیر شگرفی در پیشرفت معماری چسن داشته است تاثیری که برگرفته از تکنولوزی ونتیجه آموزش رو در رو بوده است

در اوایل سال 2003 مسابقه ای برای طراحی ورزشگاه المپیک پکن برگزار شد که در ان مسایقه طراحان زیادی شرکت کردند از بین طرحهای متعدد 13 طرح به مرحله حذفی راه پیدا کردند و از این 13 طرح 3 طرح نهایی به مرحله پایانی مسابقه وارد شدند و در نهایت 1 طرح بعنوان برنده نهایی انتخاب شد طرح نهایی مربوط به سویسی های سیم پیچی شده بود و اینبار ساختار – فضا – نما وحدتی را تشکیل داده بودند که معماری ایده آل پست مدرنیستی بود .طراحان این شبه لانه پرندگان برندگان جایزه پرایتزیکر سال 2001 بودند هرتزرگ و دمورن دوباره در چین درخشیدند . و ساخت این ورزشگاه از اواخر سال 2003 آغاز شد و در حال حاضر در مراحل پایانی به سر می برد .

ورزشگاه جدید ملی پکن به صورت یک توده برجسته در مرکز مجتمع المپیک قرار گرفته است شکل خارجی ورزشگاه توسط مجموعه ای از دیوارهای توری مانند محصور شده است سازه خارجی به صورت مجموعه ای رگ های بزرگ طرح ریزی شده ترکیب موجی شکل بالا و پایین آن فرم چشمگیری را به وجود آورده است نما و سازه آن کاملا شبیه هم است عناصر سازه ای به طور کامل یکدیگر را نگه می دارند و همدیگر را به صورت شبکه ای قطع میکنند که این تقریبا شبیه به لانه پرندگان است که با شاخه های کوچک به هم بافته شده است .
بدون در نظر گرفتن مقیاس و عظمت این ورزشگاه در ابتدا فهمیدن آن سخت است که چه میبینید . وقتی به آن نگاه می کنید آیا یک تصویر کلی و اجمالی از فرمی عجیب و غریب و باور نکردنی دارید؟ یا یک آتشفشان بسیار شدید که در یک صحرای دور افتاده اتقاق می افتد .

دیوارهای توری مانند در اطراف ورزشگاه باعث به وجود آمدن یک شبکه بزرگ می شوند تا از طریق این شبکه بزرگ و کاملا ملموس نور بتواند به قلب ساختمان نفوذکند هرتزرگ و دمورن در طراحی هایشان مجموعه ای از شکافهای عمدی قرار می دهند چیزی که آنها تکنولوزی معمول ورزشگاه نامیده اند آنها تمایل به برجسته کردن وقایع ورزشی اخیر دارند که شاید این امر با برنامه ریزی های نرمن فاستر متجلی شده بود به نظر می رسد که معماران این طرح با انجام این کار به دنبال یک فضای شاعرانه معماری هستند که پیشرفتی منطقی یا یک فضای احساسی را به خود اختصاص می دهد .

ورزشگاه پکن کلیه احتیاجات عملکردی و تکنیکی ورزشگاه ملی المپیک را برآورده میکند و ظاهر آن به صورت سازه خالص و سازه بیرونی آن به طور کامل ضد آب است .ظرفیت ورزشگاه 100000نفر است و حدود 80000صندلی را در خود جای میدهد داخل آن شامل 3 طبقه عملکرد آن شبیه یک بازارچه یا شبیه یک سالن اجتماعات است تمام امکانات آن شامل : رستوران ها – سویت ها – مغازه ها – اتاق های استراحت می شود که این امکانات راحتی دیدهای شگفت انگیز و فضای درجه یک را فراهم می آورد .
و اما سوال آیا به راستی امید وار بودن به تغییر و تحول در معماری بدون توجه به اقتصاد یک کشور می تواند کارساز باشد ؟آیا اینطور نبوده که هر معماری قابل تحسینی که در این چند سال و حتی در تاریخ معماری می بینیم و دیده ایم بدون در نظر گرفتن زیر ساختهای اقتصادی کشور میزبان معماری قابل تحسین بسیار پخته و قوی بوده ؟
در شرایط اقتصادی امروز ایران آیا می توان به تغییر در معماری امید وار بود ؟ آیا شعار دادنهای رادیکال برای ساختن معماری خوب و از این گونه شعار ها می تواند مفید فایده باشد ؟ اما هر چه شما پاسخ این سوالات را بدهید نگارنده بر این باور است که معماری تشنه پول است و بوده و خواهد بود و معماری و جامعه معماران هیچگاه به تنهایی نمی تواند این روند را تغییر دهند چون معماران و معماریشان به کانونهای اقتصادی بیش از هر چیز دیگری وابسته اند .و شعار دادنهایی به منظور اصلاح این جامعه سرابی است واهی .
پنجشنبه دهم آبان 1386
برج دبی؛ رکورد دار بلند ترین ها
کشوری که تا ۳۰سال پيش چيزی به جز شنزار نبود اينبار به گفته شيخ محمد حاکم دبی «در پی ساختن تاريخی پر افتخار برای آيندگانش است».
برج دبی که از ماه ژوئيه بلندترين ساختمان جهان محسوب می شود با رسيدن به ۵۵۵ متر عنوان بلندترين برج جهان را نیز از آن خود کرد.
ارتفاع نهايی اين برج هنوز اعلام نشده است و ساختان سازی در اين برج و افزايش طبقات همچنان ادامه دارد. اما قرار است کار ساختمان سازی برج دبی در سال ۲۰۰۸ به پايان برسد.
پيش از آنکه برج دبی عنوان بلندترين برج جهان را از آن خود کند، سی ان تاور(CN Tower) تورانتوی کانادا از سال ۱۹۷۶ با ۵۵۳ متر بلندترين برج جهان بود.
همچنين برج دبی، عنوان بلندترين ساختمان جهان را نيز در ماه ژوئيه کسب کرد. پيش از آن، ساختمان تايپه ۱۰۱ با ۵۰۸ متر بلندترين آسمان خراش از سال ۲۰۰۴ به شمار می رفت.
محمد علی العبار، مدير شرکت ساختمانی دولتی عمار می گويد: «برج دبی رکوردهای جديدی را به عنوان بلندترين ساختان جهان ثبت خواهد کرد».
وی در ادامه افزود:« اين شاهکار معماری و ساختمان سازی واقعاً الهام بخش برای موفقيت های بشری است و روحيه مصمم دبی را نشان می دهد».
به گفته ی مهندسان پروژه، برج دبی تا پايان سال ۲۰۰۸ تمام چهار معياری که توسط شورای ساختمان های مرتفع و شهرنشينی تعيين شده است را برآورده خواهد کرد.
شورای ساختمان های مرتفع و شهرنشينی در شيکاگو واقع است و چهار معیار معين کرده است. اين چهار معيار عبارتند از: ارتفاع تا نوک ساختمان، ارتفاع آخرين طبقه، ارتفاع تا پشت بام و ارتفاع تا نوک آنتن ها و ديگر وسايل کار گذاشته شده.
«کشوری سر برآورده از شنزار ها»
کشوری که تا ۳۰سال پيش چيزی به جز شنزار نبود اينبار به گفته شيخ محمد حاکم دبی «در پی ساختن تاريخی پر افتخار برای آيندگانش است». اما خيلی ها بر اين باورند که ساختمان های دبی دارای شخصيت لازم نيستند و اينجا ويترينی بزرگ است که کلکسيونی از بهترين های هرچيز را از سراسر جهان در آن گردآورده اند و آن را به نمايش گذاشته اند
انواع طرح ها و مدل های غربی در کنار نمادهای شرقی سر به آسمان می کشند و هيچ چيز هم جلودار آنها نيست. حمايت دولت با پرداخت وام های سنگين از يک سو و رشد بی سابقه جمعيتی که دبی را برای زنگی و کار انتخاب می کنند از سوی ديگربستر مناسبی را برای مجريان طرح های ساختمان سازی به وجود آورده است . به نظر می رسد که هيچ کنترلی هم بر روند ابزايش جمعيت دبی وجود ندارد .
به باور برخی کارشناسان اقتصادی، البته رشد بی سابقه دبی در چند سال اخير و تبديل بيابان بی آب و علف به اين ويترين زيبا هم کار کمی نيست و بايد قبول کرد که مديريت صحيح در پشت صحنه وجود داشته است .
این کارشناسان می گویند اين که روند برج سازی در دبی به کجا ختم می شود، سوالی پرجاذبه ای است چرا که در این شهر هر کاری برای مهندسان و معماران امکان پذير است.
پنجشنبه دهم آبان 1386
جنون طراحی در دبی
اکبر دلداده (دبی)- برگرفته از تارنمای رادیو فردا

شیخ محمد حاکم دبی و نخست وزیر امارات متحده عربی می گوید که : آیندگان به تاریخی که ما برایشان می سازیم افتخار خواهند کرد
ساختمان های دبی لوبيای سحر آميز را به ياد می آورند و به طور ناگهانی و با سرعت در آسمان سبز می شوند.
ساختمان سازان اين شهر که هر روز کلنگ يک آسمان خراش جديد را به زمين می زنند اين بار تصميم گرفته اند بزرگترين ساختمان بتونی و شيشه ای دنيا را که قرار است به شکل يک مرد عرب با کندوره «لباس عربی» باشد بسازند.
اين ساختمان «۱۴۰متری که برج العربی نام دارد ۵۰۰ميليون درهم هزينه در بر خواهد داشت و در کنار جزيره ای به شکل ipod وجزيره ای به شکل نقشه جهان و بزرگترين هتل زيردريائی دنيا وهمچنين بلندترين برج دنيا ((برج دبی)) مجموعه ای شگفت انگيز را در امارات متحده عربی به وجود خواهد آورد.
کشوری که تا ۳۰سال پيش چيزی به جز شنزار نبود اينبار به گفته شيخ محمد حاکم دبی «در پی ساختن تاريخی پر افتخار برای آيندگانش است». اما خيلی ها بر اين باورند که ساختمان های دبی دارای شخصيت لازم نيستند و اينجا ويترينی بزرگ است که کلکسيونی از بهترين های هرچيز را از سراسر جهان در آن گردآورده اند و آن را به نمايش گذاشته اند.
در جريان الگوبرداری از نمونههای غربی و در فرايند رشد شتابان شهردبی ارزشهای معماری رنگ باحته است. امکان خلق آثار معماری در اين شهر واقعا زياد است. با توجه به حمايتهای مالی دولت و همچنين فضای کافی و زمين های خالی فقط کافی است که طرح مناسبی به شهرداری ارائه شود تا جواز ساخت بگيرد
جيمز ترافورد دستيار معمار برج العربی
البته رشد بی سابقه دبی در چند سال اخير و تبديل بيابان بی آب و علف به اين ويترين زيبا هم کار کمی نيست و بايد قبول کرد که مديريت صحيح در پشت صحنه وجود داشته است . اما در ادامه بايد ديد و نتيجه گيری کرد که اين روند به کجا ختم می شود در شهری که هر کاری برای مهندسان و معماران امکان پذير است بايد ديد پروژه بعدی چه خواهد بود و قرار است است آخرت چه چيزی را بسازند خدا می داند.
جيمز ترافورد دستيار معمار برج العربی در سخنرانی خود در موزه «خط سوم» می گويد : «در جريان الگوبرداری از نمونههای غربی و در فرايند رشد شتابان شهردبی ارزشهای معماری رنگ باحته است. امکان خلق آثار معماری در اين شهر واقعا زياد است. با توجه به حمايتهای مالی دولت و همچنين فضای کافی و زمين های خالی فقط کافی است که طرح مناسبی به شهرداری ارائه شود تا جواز ساخت بگيرد» .
او می افزايد :« بیتوجهی به طراحی فضاهای شهری با کيفيت معمارانه نه تنها شهر را به مجموعهای از ساختمانهای عجيب تبديل کرده، بلکه انگيزههای لازم برای توجه معماران به اصول معماری درست را برای طراحی فضاهای شهر به شدت تنزل داده است».
انواع طرح ها و مدل های غربی در کنار نمادهای شرقی سر به آسمان می کشند و هيچ چيز هم جلودار آنها نيست. حمايت دولت با پرداخت وام های سنگين از يک سو و رشد بی سابقه جمعيتی که دبی را برای زنگی و کار انتخاب می کنند از سوی ديگربستر مناسبی را برای مجريان طرح های ساختمان سازی به وجود آورده است . هيچ کنترلی هم بر روند ابزايش جمعيت دبی وجود ندارد» .
حاکميت الگوهای کپیبرداری شده غربی در اصول شهرسازی و معماری به گفته ديگر کارشناسان ناشی از ضعف شناخت کارشناسی نسبت به اصول معماری عربی و اسلامی است.
جيمز ترافورد می گويد :«شيخ محمد نخست وزير امارات که به معمار اصلی دبی مشهوراست وشم بالای تجاری دارد توانسته است با اعمال قوانين ويژه ای موجب جذب سرمايه های بسياری شود. اکثر اين سرمايه ها نيز به پروژه های ساختمانی و عمرانی دبی راه يافته است.»
آقای ترافورد اضافه می کند:«شيخ محمد از طراحان غربی دعوت به کار می کند آنها هم با ورود به بازار کار کپی برداریهای ناشيانه از الگوهای معماری غربی را بر معماری شرقی ترجيح میدهند و از آنجا که ورود الگوهای معماری غربی به طور ناقص و بدون تلفيق يا حتی شناخت ارزشهای معماری متناسب با محل صورت میگيرد، جز افزايش بیهويتی سهم ديگری در طراحی فضاهای شهری از خود برجای نمیگذارد. »
جيمز ترافورد همچنين تجاری شدن هنر معماری را از بزرگترين آفتهای دوران حاضر در دنيا می داند و می افزايد: «وجوه هنر معماری به شدت تحت تاثير سودای سرمايه و تجارت قرار گرفته است و اين بزرگترين خسارتی است که نسل امروز در سايه غفلت مسئولان به معماری و حمايت از آن میپردازند. او در پايان می افزايد دبی به اين دليل بیهويت است که نطفه آن در تصميمی که توسط قدرت و سرمايه ابلاغ میشود، بسته شده و خلاقيت و رعايت اصول شهرسازی در فضاسازی شهر، جايی ندارد».






